آن که پا را می گزد مار است و مار و آن که ما را می گزد یار است و یار آنچه آقا می کند، ظلم است و ظلم وآنچه نوکر می کند ، کار است و کار آنچه آقا می برد ، سود است و سود وآنچه نوکرد می برد، بار است و بار پیشه ی سنگین دلان ، زور است و زور دیده ی محنت کشان ، زار است و زار خدمت بیگانگان ،ننگ است و ننگ صحبت نامحرمان، عار است و عار آن که از ما نیست، او غیر است غیر غیر پیش چشم ما خوار است خوار ای جوان ، این نوش ها نیش است نیش ای پسر ، این نورها نار است نار قسمت ما زین وطن ،رنج است و رنج بهره ی ما زین چمن ، خار است خار ابولقاسم حالت