امروز هم به داروخانه که رسیدم راهم را کج کردم تا آرام بخش ها وسوسه ام نکنند [همه کج روی ها که بد نیست] سه شنبه بود ترقه هایی نه در حوالی من دورتر در حوالی مردم منفجر می شد و من شاعر غزل «یاد وقتی که به هر پیغام می شوراندیم ای زبان بی ریا و راستگوی مردمی» بی تفاوت به خانه رسیدم
سه شنبه بود شب همین چهارشنبه سوری که گذشت محمد علی بهمنی